آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

46

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

« در نتيجهء عشق بيش از حدى كه او به نور جهان داشت ، سرنخ تمام اعمال را به دست او داده بود - آن‌قدر زياد كه به تدريج در نتيجهء عنان شل او امور كشور به بدبختيهاى بزرگ زيادى دچار شد و ضعفها و بىنظميهاى عظيم به امور دولتى و مالى راه يافتند . » ( 5 ) در آن سال ارتباطات مغول - هند با قدرتهاى اروپايى تقويت شدند . اگر چه اكبر در به دو امر با پرتقالىها كه از سال 1498 در نقاط مختلف كرانهء غربى هند ، به ويژه در گوا ، استقرار يافته بودند ، سر و كار داشت ، ولى بعد انگليسىها وارد صحنه شدند . ميلدن هال « 1 » نامه‌اى از ملكهء اليزابت اول ، براى اكبر آورد كه در آن تقاضاى تسهيلات براى تجار انگليسى شده بود . به اين نامه هرگز پاسخ داده نشد ، ولى كمپانى هند شرقى تأسيس شده در سال 1600 در روزهاى حكومت جهانگير شروع به پياده كردن مناسبات تجارى كرد . ما تصاوير زندهء زندگى دربارى و نيز مشكلات روزانه‌اى را كه انگليسىها بايد با آنها مبارزه مىكردند ، مديون سر توماس رو هستيم - انگليسىها از كجا مىدانستند كه چه مقدار هديه بايد براى فرمانروا و كارمندانش آورده شود تا اصلا به چيزى برسند ؟ ولى با وجود همهء مشكلاتى كه رئيس بندر سورت « 2 » ، مهمترين بندر وارداتى ، براى انگليسىها ايجاد كرد ، باز هم برخى از چيزها ، از شراب و سرگرميهاى عجيب و غريب كوچك گرفته تا كالسكه‌اى براى نور جهان ، باعث شعف جهانگير شدند . ولى بيش از همه توجه‌اش به تصاوير اروپايى جلب شد . البته انگليسىها و هلندىها تنها در كرانهء غربى هند مستقر نشدند ؛ آنها كارخانجاتى هم در داكا و بنگال داشتند ، در حالى كه در هوقلى « 3 » نزديك كلكته پرتقالىهاى ثروتمند زندگى مىكردند . بدين‌ترتيب حضور اروپايىها قابل لمس‌تر شده بود . ظاهرا عشق جهانگير به پسرش خرم بىحد و مرز بوده است . او در سال 1617 به خرم عنوان شاه جهان داد كه بعدا تحت اين عنوان معروف شد . نور جهان ترتيبى داد كه خرم با دختر برادرش ، آصف خان ، ازدواج كند ؛ ارجمند بانو به ممتاز محل ( برگزيده‌ترين زن قصر ) تبديل شد - تاج محل تقديم او شده است . البته همان‌طور كه سليم در سالهاى آخر زندگى پدرش طغيان كرده بود ، شاه جهان نيز روزى پس از پيروزىاش بر ملك امبر نافرمانى نشان داد و پسر محبوب به طور ناگهانى در دفاتر خاطرات به عنوان بىدولت « 4 » ، جوانك مسكين ، ظاهر مىشود . او - اين‌طور كه گفته مىشود - در سال 1622 دستور داد

--> ( 1 ) . Mildenhall . ( 2 ) . Surat . ( 3 ) . Hooghli . ( 4 ) . bi - daulat .